۱۰ روزی وقت دارم تا کنفرانسمو مکتوب کنم. مقاله ای در باب سازها و ادوات موسیقی الکترونیک...
ولی چطور میشه از وبلاگنویسی گذشت؟ اونم بازی به این جذابی که مستانه عزیز و آلبای عزیز
منو به اون دعوت کردن؟ (مستانه جان تا سه میشمرم باید آدرس وبلاگتو اعلام کنی
.........
آماده؟؟؟؟؟ سه
).
نمیدونم چرا هیچوقت درست و حسابی رو دورانها ٬ افراد٬ روابط و شخصیتهای تاثیرگذار رو زندگیم
زوم نکردم. شاید به این خاطر که خود زندگی رو چندان جدی نگرفتم که بفکر چیزها یا آدمهایی
بیفتم که از اونها متاثر شده. هرگز دوست یا شخصیتی برجسته انقدر روم اثرگذار نبوده که از حضورش
بتونم بعنوان یه تحول یاد کنم. شاید هم آلزایمر گرفتم یا تاثیر افراد و دورانهایی رو که در زندگیم بودن
مغرورانه در اعماق ناخوداگاهم دفن کردم. بهرحال اونچه که می نویسم شاید کلیشه ای باشه اما
حقیقت داره:
تاثیرگذارترین دوران):
بنظرم الی ماشالله میشه راجع به این قسمت نوشت. چرا که هر دوره ای از زندگی با مختصات ویژه
خودش بخشی از تفکر و نگرش امروز رو می سازه.
بدون شک دوران کودکی من اثرگذارترین مقطع زمانی در طول زندگیم بوده٬ تمام باورها و هنجارهای
بنیادی٬ اخلاقیات٬ ترسهای نهفته درونی ٬ خودبزرگ پنداری توام با عدم اعتماد بنفس!٬ ایمان به جوهر
پاکی و ..... در یک کلام رفتار و منش فعلیم رو (درست و نادرست) مدیون این دوران هستم.
آقایون میدونن که خدمت سربازی یکی از برجسته ترین دورانهای زندگیه... کندن از جای گرم و نرم و
دست و دل پرمهر پدر و مادر و پرتاب شدن به جهنمی که در اون نه از رحم و عطوفت خبری هست و
نه حرمت و صداقت. قراره از تو مرد بسازه. اتفاقا همین کار رو هم میکنه! اما نه اون مردی که در مقابل
نامرد قرار میگیره! البته جذابیتهای خودشو هم داشت . مقداری به انضباط شخصی من کمک کرد.
خودمو بیشتر بهم شناسوند٬ ولی برایند تاثیراتش کابوسهاییه که بعد از ۸ سال از تموم شدن این دوران
هنوز ول کن نیست!
تاثیرگذارترین آدمها):
وقتی کودکی تاثیرگذارترین دوران باشه ٬ پدر و مادر هم که نقش پایه ریزی شخصیت رو دارن موثر ترین
افراد بحساب میان. از مادرم مهربونی رو آموختم و از پدرم بردباری. مادر بمن یاد داد که چطور به نامرادیها
و ناکامیها پشت کنم و از پدر آموختم که قدرت مرد در مردسالاری و آقایی در کشیده و کمربند نیست.
این رشته سر دراز دارد.....
بین موثرترین افراد زندگیم قویترین شخص کامران برادرم بود.... به رسم طبیعت کودکانه همیشه از
شخصیتش الگوسازی کردم تا جاییکه حتی به سلیقه موسیقایی مشترک رسیدیم!
البته سالها گذشت تا به تفاوتهایی اساسی در فلسفه فکریمون پی بردم. اما امروز احساس میکنم
که خوش شانس بودم که عطش مطالعه٬ رهایی از سطحی نگری و کاوش در عمق٬ عدالت در قضاوت
و پرهیز از مطلق بینی به انضمام بقایایی از ایمان به زندگی رو از برادرم آموختم.
تاثیرگذارترین رابطه):
اصولا تاثیرگذارترین روابط رو آدم با تاثیرگذارترین آدما داره که ازش یاد کردم. اما در بین روابطی که
کوتاه مدت یا مقطعی بودن :
برجسته ترینشون رابطه م با دختری بود که سالهایی از زندگیم رو با اون سپری کردم. دلم نمیخواد
این قضیه رو باز کنم. فقط همینو بگم که کمترین دستاورد این رابطه این بود که اگر کسی بمن بگه
"دخترها همشون مثل هم هستن" مدرک محکمه پسندی دارم برای ابطال این حرف. این رابطه رو
تا آخرین لحظه زندگیم فراموش نمیکنم و براش هرجا هست آرزوی خوشبختی دارم.
دوستان دیگه ای هم بودن که خواسته و ناخواسته به خودشناسی من کمک کردن.
بعضیاشون تو دنیای واقعی بودن و بعضیا تو دنیای مجازی.
گذشته از هر چیز تو این ۱۰ ماه وبلاگنویسی هم به این دنیای جدید خیلی علاقمند شدم و هم به
دوستای خوب وبلاگیم
.
تاثیرگذارترین شخصیت):
این قسمت آسون نیست!
نمیشه از ایمان و اتکا به نفس بتهوون چیزی نگفت. نمیشه نبوغ انیشتین رو ستایش نکرد. نمیشه
شهامت گالیله٬ کپرنیک٬ داروین و..... رو نادیده گرفت یا از عظمت مولانا بسادگی گذشت.
اما بقول برادرم: " اگه سولاریس رو بخونی و تنهایی خدا تو رو گریه نندازه ازش تاثیر نگرفتی...".
کسایی که پستای منو دنبال کردن بخصوص اون اوایل٬ از تاثیری که زیگموند فروید بر نوشته های من
داشته با خبرن. اما شاید ندونن که من از فروید آموختم که تحلیل کنم .هم خودمو و هم خودشو!
ازش آموختم که هرچند شاید در پس رفتارهای ما چیزهایی نباشن که فروید تصور می کرد٬ اما
مطمئنا چیزهایی هستند که ارزش اندیشیدن و تعمق دارن و این نه به نوشته ها و افکار انتزاعی
من بلکه به مسیر و شیوه حرکت من در زندگی خطی نو داد تا جاییکه میتونم ازش بعنوان تاثیرگذارترین
شخصیت تا به امروز یاد کنم.
ضمنا از اریک فروم هم مفهومی رو آموختم که ناخوداگاه دستور کار زندگی من بود اما اسمشو بلد
نبودم: خودانگیختگی!
طولانی شد! شرمنده!
اما بهم یاداوری کرد که فقط کمی تامل توام با انصاف لازم بود تا تاثیرها و تاثیرگذارها رو بیاد بیارم.
ضمن تشکر از مستانه و آلبا ٬ دعوت میکنم از اریکا٬ مهرناز خانم٬ آبجی و داداش٬ گل داوودی٬ شیما٬
ایمان٬ دکتر گمشده ٬چیستا٬ عاطفه٬ تارا٬ تینا و هر دوست عزیزی که اینجا رو میخونه تا در صورت تمایل در مورد:
تاثیرگذارترین: دوران٬ آدم٬ رابطه و شخصیت عمرش برامون بنویسه.
پ.ن): ف عزیز چند ماهه که با کامنتهای محبت آمیزت منو شرمنده میکنی بدون اینکه آدرسی یا
ایمیلی برام بذاری...... لطف کن و قبل از هر قضاوتی موقع کامنت گذاشتن تو قسمت پست الکترونیک
آیدیت رو وارد کن تا اقلا با ایمیل بتونم از خجالتت در بیام. اگرم وبلاگ بزنی که دیگه نور علی نوره.